پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

سوپرایز ...

سلام پرنیا جون بابایی برام شب تولد تو یه سوپرایز داشت اگه گفتی چی بود برو ادامه مطلب که بگم . . اهان پس تو هم دوست داری بفهمی هان بابایی یه سوپرایزبرام داشت که خیلی ذوق کردم اونم مبایل بود که بعدا عکسش رو می ذارم  از همین جا تشکررررررررررر از بابایی ...
15 بهمن 1391

نامه ی نی نی ...

آقای پدر:در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار وسیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید . خانوم مادر:جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه،بلکه برای شیر شما هم مضر است!!!! آقای پدر:هنگام دستچین کردن میوه،از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید،چشمهای  تلسکوپی،گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! خانوم مادر:شصت پا وسیله ای است شخصی،که اختیارش رو دارم!لطفا هر گاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم،گیر بدهید!! آقای پدر :هنگام دعوا با خانم مادر،به جای پ...
29 آبان 1391

روروئک سواری نففس مامان...

امروز پنج شنبه 1391.4.29 رفتیم خونه ی مادر شهناز روروئکت رو هم برده بودم وقتی گذاشتمت داخلش اینقدر ذوق کردی و وقتی موزیک روروئک صدا می کرد شروع می کردی پا بزنی و بری اولا که می ذاشتمت داخل رورئک خونمون می ذاشتمت چون روی فرش بودی قدرتشو نداشتی بری و وقتی موزیکش صدا می کرد می ترسیدی و گریه می کردی اما حالا تو حیاط مادر ذوق می کنی و می ری اما هنوز کنترل نداری در رفتن فدات بشم که روز به روز گوگولی تر می شی. ...
22 آبان 1391

10ماهگی پرنیا کوچولو...

سلاااام دوستان خبببب پرنیا کوچولوی ما هم داره کم کم بزرگ می شه و دو ماه دیگه تولدشه مامانی داره تلاش می کنه براش یه تولد خشمل بگیره آخه سال اولشه ... حالا هم باهم عکسای ده ماهگی رو ببینیم تا براتون از شیطو نی های فندوق مامان بگم... وااای عزیزم اینجا که خوابه فکر کنم اسم شیطونیاش که اومد گفت بذار اولین عکسم خواب هام باشه که طبق معمول مامان رو ضایع کرده باشم آخه این پرنیا ی وروجک خیلی منو ضایع می کنه مثلا وقتی یه کار جدید انجام می ده من فورا می رم دوربین رو برمی دارم تا ازش فیلم بگیرم اوم میخ کوب می شه و دیگه حرکت نمی کنه وآآآآآآآآآآی من حرص می خورم و بابایی ذوق می کنه خلاصه حالا هم منو ضایع کرد دوباره ...
9 آبان 1391

روز جهانی کودک ...

 کاش کودک بودمتا بزرگ ترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم،ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی ودرد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم   کودکان ،جوانه هاو گلهای زیبای باغ زندگی هستند   سلام عزیز دردونه ی من سلام ناز پری من سلام کودک من سلام گل باغ زندگی ام الهیییییییییییییی فدات بشم روزت مبارک قندو عسلم   1391.7.16. اینم کادوی پرنیا کوچولو سه روز عمو پورنگ اومده بود اصفهان برنامه داشت خیلی دوست داشتم ببرمت انشالله وقتی بزرگ تر شدی میبرمت خیلی آهنگ های عمو پورنگ ر...
8 آبان 1391

نهمین ماه شکفتنت مبارک گل باغ زندگیم

  نه ماه تو دلم زندگی کردی و نه ماه هم بیرون دلم تو بغلم مبارکت باشه عسلکم نه ماهگی   سلام عشق کوچولوی من نه ماه هم گذشت و فقط سه ماه دیگه مونده تا یکسالت بشه و تو همچنان عزیزترین موجوجود زمینی عروسکم پرنیاجون حسابی سرگرم شدیما تو شدی همه ی دنیای من و من هم شدم همه ی دنیای تو پرنیاجونم چقدر زود بزرگ شدی انگار همین دیروز بود که به دنیا اومدی حالا دیگه قد کشیدی و توپولو شدی و شیطون... خیلی دوستت دارم مخصوصا با این کارایی که می کنی احساس می کنم چقدر خوشبختم که تو رو دارم خیلی دوست دارم همه ی شیطو نیات رو بنویسم ولی توی بلا نمی ذاری بشین پای کامپیوتر و اذیت می کنی ولی خوب منم سعی می ک...
8 آبان 1391

شیطونک مامان...

        ای شیطون بلا . . . کجا . . . بیا ادامه ی مطلب تا ببینی کجا؟ دخترم..............پرنیااااااااااااااااااااا............ واستا . . . داری کجا می ری قل قل خوردن بس نبود که حالا توی روروک هم همش باید مراقب باشم اون از قل قل خوردن که همش زیر مبل ها و میزبودی اینم از روروککه دیگه راحت تر می تونی هر جا که دلت خواست باهاش سرییییییییییع بری عزیزکم یکم بیشتر مراقب خودت باش ...
8 آبان 1391